تبليغاتX
::: آخرین موعود :::

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

::: آخرین موعود :::

    رایحه

با نام دوست


آن دم که فضای جان توان بروز ندادن شمیم روح افزای غریبی را ندارد و

 ناگریز در برابرش سجده تسلیم را انتخاب می کند؛ چشم به میان می آید و می پرسد:

این چیست که تورا به سجده افکنده؟

و جان آیینه ای را به دست چشم می دهد و می گوید: نظاره کن!!!

چشم آیینه را از جان می گیرد و می خندد...

چشم می گوید در آیینه که جز خود نمی توان دید...

جان می گوید ببین...

چشم آیینه را در جلوی چشمانش می گیرد و....

 

دست هایش را با تعجب بالا می آورد و روی چهره اش می کشد و با حالتی عجیب می گوید: 

 این که من نیستم...

جان داد می زند: اصلا خود را بوییده ای؟


چشم، چشمان را می بندد و نفسی عمیق می کشد، آنچنان که ....


و با بازدم می گوید:

::::::    این چیست؟     :::::::


و چشم می گشاید...

اما چشمی که در خود گوهر های اشک دارد...

 

ساحل پلک هایش تحمل امواج اشک را ندارند و گوشه ای را برای جریان اشک خالی می کند...

و سرشک بر گونه های چشم جاری شد...


جان پرسید: سجده را در برابر که باید کرد...


چشم گفت آنکه کلید دل در دستان اوست...


جان گفت: من تاب ایستادن نداشتم و مرا مبهوت خود کرد...


چشم گفت: اما این چیست که آسمان تورا دگرگون کرده و عطری دیگر به آن بخشیده است...


نجوایی گفت که این یک رایحه است...


چشم و جان رو برگرداندند و ...


دل ادامه داد: این رایحه عشق است و عشق یعنی ....


دل که در حال سوختن بود آهی کشید و گفت:

                                   این شمیم دل انگیز ناز نگاه نگار است...

                                     باید همگی وجودمان سجده شود در برابر ...


گفتند او کیست؟


                 دل گفت در آیینه چه دیدید؛    او یار است...       و همه ما او شده ایم...

 


اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را


به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

 

 

نويسنده:yas |  جمعه 13 شهریور1388
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    جانم به قربانت بیا

یا مهـــدی صاحب زمان (عج)، جانم به قربانت بیا

روشن کن این ظلمت‌سرا ، دستم به دامانت، بیا

آرام جــــــان ما تویی؛ کــــــام و روان ما تــــــویی

 جان‌ها فـــــدای چشــــم تو؛ با نای قــــــرآنت بیا

مخمــــــــور جام باده‌ام؛ مستـــم ز پــا افـــتاده‌ام

چشمان طفل و مرد و زن؛ گشته چراغانت بیـــــا

ای حجّـت و نــور خدا، غایب ز چه از دیــــــده‌ها؟

دادم قســـم جانـــا تو را؛ بر جـــان جانانت بیـــــا

عالــــــم همه خواهـــان تو؛ سر در خط فرمان تو

میــــزان فقط میزان تو؛ با عــــدل و میزانت بیـــــا

عصیان‌گران در این جهان ظلم و خدیعت می‌کنند

بهر ســــر گردنکــــــشان؛ با تیــــغ برّانت بیـــــــا

ای عاشـق ایــزد پسند؛ بنما نظر بر «هوشمند»

من را رهـا بنـــمای بنــد؛ با لطف شایانت بیــــــا

 

نويسنده:yas |  جمعه 25 اردیبهشت1388
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    رابطه محبت به امام زمان(عج) و انتظار

رابطه محبت به امام زمان(عج) و انتظار

انتظار، حالتي است نفساني که آمادگي براي آنچه انتظارش را مي‏کشيم، از آن بر مي‏آيد. ضد انتظار، ياس و نااميدي است. هر قدر که انتظار، شديدتر باشد، آمادگي و مهيا شدن قوي‏تر خواهد بود. همانطور كه اگر مسافري داشته باشي که در انتظار مقدمش به سر مي‏بري؛ هر چه هنگام آمدنش نزديک‏تر شود، مهيا شدنت، فزوني مي‏يابد، بلکه از شدت انتظار چه بسا خواب از ديدگانت ربوده  می شود. 


                                     هنوز منتظریم...                                    

همانطور که «مراتب انتظار»، از اين جهت، متفاوت است، «از جهت محبت‏» نسبت ‏به کسي که در انتظارش هستي نيز مراتبش، متفاوت مي‌شود. پس هر چه محبت، شديدتر و دوستي بيشتر باشد، مهيا شدن براي محبوب، زيادتر مي‏شود .

انتظار، آماده باش و تحصيل آمادگي‏هاي لازم است ‏براي آنچه که مورد نظر است، انتظار، آماده باشي در سايه صبر و مقاومت است. امام صادق عليه السلام فرموده است:

من دين الائمة انتظار الفرج بالصبر

؛ يکي از نشانه‏هاي دين امامان، انتظار فرجي است که به صبر حاصل آيد.

در زمان غيبت، دشمنان، تمامي نقشه‏ها و طراري‏هاي شيطاني خود را به ميدان مي‏آورند تا رهزني کنند و ايمان پيروان آن عزيز را نشانه روند. تنها کساني مي‏توانند به دام آنان گرفتار نيايند که در سه‏ حيطه‏ «شناخت‏»، «عاطفه‏» و «رفتار»، آماده باشند؛ زيرا، اينها، سه حوزه‏ي وجودي انسان را در بينش، و گرايش و عمل، شکل مي‏دهند .

حضرت علي عليه السلام فرموده‏اند: خود را آماده‏ فرج سازيد و منتظر فرج باشيد و در اين مسير از خدا، نااميد و مايوس نگرديد؛ زيرا که محبوب‏ترين «اعمال‏» نزد خداوند عزوجل، انتظار فرج و کسب آمادگي براي فرج و حکومت مهدي عليه السلام است.

 

نويسنده:yas |  چهارشنبه 30 بهمن1387 ادامه مطلب
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    مهدويت از ديدگاه فلسفه و عرفان

 

مهدويت از ديدگاه فلسفه و عرفان


سخنراني حجة الاسلام و المسلمين دكتر احمد بهشتي
در پنجمين گفتمان مهدويت
پيرامون آينده ‏نگري از طريق فلسفه يا عرفان، امكان يا عدم امكان

در این مصاحبه خواهیم خواند: 

   دست از طلب ندارم تا كام من برآيد                      يا تن رسد به جانان يا جان ز تن در آيد
  بگشاي تربتم را بعد از وفات و بنگر                    از آتش درونم دود از كفن بر آيد
بنماي رخ كه خلقي ديوانه شوند و حيران                 بگشاي لب كه فرياد از مرد و زن بر آيد

آرزو مي‏كنيم كه همه منتظران مهدي بلكه جهان بشريت به جمال منوّرش روشن بشود. مخاطبين عزيز، شنوندگان بينندگان انشاءالله با انتظار خودشان آمادگي كامل داشته باشند براي اين ظهور پر از نور. موضوع سخن آينده ‏نگري امكانش يا امتناعش از ديدگاه فلسفه. فرمودند يا عرفان ولي حالا همين درياي پهناور فلسفه را ببينيم مي ‏شود از آن چيزي استفاده كرد يا نمي ‏توان از لحاظ ديني نه تنها دين مبين اسلام، اديان ديگر كتب آسماني مانند تورات، انجيل و قرآن كريم از همه گوياتر و جامع ‏تر بلكه منابع زرتشتي مطالب زياد دارند. پيش‏گويي كرده‏ اند. پيروان خودشان را منتظر كرده ‏اند نسبت به آن آينده روشن و اميد بخش و نشاط آور اما آيا با فلسفه هم مي ‏شود آينده نگري كرد. ما با يك فلسفه و دو فلسفه و ده فلسفه كه روبرو نيستيم با فلسفه ‏هاي بسيار از قديم تا امروز. ولي خوشبختانه در جهان اسلام در عالم اسلام اين فلسفه‏ هايي كه هست اينها در طول يكديگر قرار دارند و مي‏ شود گفت مكمل. فلسفه مشّاع، فلسفه اشراق، حكمت متعاليه و يك ويژگي مهمي كه در اين فلسفه ‏ها هست اين است كه اين ها از اسلام الهام گرفته اند و هيچ وقت نمي‏ خواهند و نخواسته ‏اند كه حرفي بزنند سخني بگويند كه با دين مبين اسلام ناسازگار باشد. فلسفه آن‏ها پيرو اسلام است. انگيزه اين است. حالا اگر به اين آرمانشان و به اين ايده آل شان نرسيده باشند ولي انگيزه‏اشان اين است.
...فلسفه ‏اي كه قواعدش و قوانينش مطابق با كتاب و سنت نباشد بايد بگوييم تبًّ به چنين فلسفه ‏اي. مثل تبّت يدي ابي لهبٍ و تب. فلسفه ‏اي هم كه مطابق نباشد به كتاب و سنت همان آيه تبّت يدي ابي لهبٍ و تب اينجا هم بايد بگوئيم تبّت يدي هذا الفلسفه. ايده و آرمان فلاسفه ما اين است. بنابراين طبيعي است كه بايد فلسفه اسلامي آينده‏ نگري داشته باشد و آينده ‏نگري آن هم بايد مثبت باشد. بايد اميدوار كننده باشد. اما فلسفه ‏هايي كه در جهان غرب بعضي از آن‏ها يا بسياري از آن‏ها نسبت به اين مسئله بركنارند، بي تفاوت. كاري ندارند به اين مسئله. شايد در عالم اسلام هم بعضي از فلسفه‏ هاي حاشيه نشين غير از اين‏ ها داشته باشيم كه به چنين مسئله ‏اي كاري نداشته باشد. مثلاً ابوحمزه رازي كتابي دارد به نام اعلام النبوّه او مي‏ گويد من با يك ملحد مناظره كردم كه مي‏ گفت اگر خدا پيغمبري مبعوث كند اين با حكمتش و با عدالتش سازگار نيست. بعد هم آن ملحد را نام مي‏ برد كه او محمد زكرياي رازي است. معلوم نيست. معلوم نيست نمي‏ شود صد در صد مطمئن شد كه زكرياي رازي با نبوت مخالف بوده شايد در مقام بحث و مناظره و گفتگو و جدال بوده. مطمئن نيستيم كه ايشان منكر نبوّت بوده. ولي خب همچين كسي اگر بنا باشد منكر نبوت باشد ديگر بخواهد يك فكري داشته باشد، فلسفه ‏اي داشته باشد، آن آينده ‏اي كه اسلام مي ‏گويد تشيع مي‏ گويد با فلسفه خودش تبيين كند اين بعيد است از يك همچنين فلسفه ‏اي......

ادامه مطلب فراموش نشود...

 

 

 

 

نويسنده:yas |  چهارشنبه 4 دی1387 ادامه مطلب
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    انتظار ، شعار مهدويت

 

انتظار ، شعار مهدويت

مقام معظم رهبری ایت الله خامنه ای

...برجسته‌ترين شعار مهدويّت عبارت است از عدالت. مثلاً در دعاى ندبه وقتى شروع به بيان و شمارش صفات آن بزرگوار مى‌كنيم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهّرش، اوّلين جمله‌اى كه ذكر مى‌كنيم، اين است: «اين المعدّ لقطع دابر الظّلمه، اين المنتظر لاقامة الأمت و العوج، اين المرتجى لأزالة الجور و العدوان»؛ يعنى دل بشريت مى‌تپد تا آن نجاتبخش بيايد و ستم را ريشه‌كن كند؛ بناى ظلم را - كه در تاريخ بشر، از زمانهاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدّت وجود دارد - ويران كند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند. اين اوّلين درخواست منتظران مهدى موعود از ظهور آن بزرگوار است. يا در زيارت آل ياسين وقتى خصوصيات آن بزرگوار را ذكر مى‌كنيد، يكى از برجسته‌ترين آنها اين است كه «الّذى يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً». انتظار اين است كه او همه‌ى عالم - نه يك نقطه - را سرشار از عدالت كند و قسط را در همه جا مستقر نمايد. در رواياتى هم كه درباره‌ى آن بزرگوار هست، همين معنا وجود دارد. بنابراين انتظار منتظران مهدى موعود، در درجه‌ى اوّل، انتظار استقرار عدالت است...

درج در ادامه مطلب...

 

نويسنده:yas |  جمعه 22 آذر1387 ادامه مطلب
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    مهدویت در اندیشه مطهری

 

مهدویت در اندیشه مطهری

همة گروه‌هاي اسلامي بر اين قول متفق‌اند كه در آخرالزمان, مردي ظهور مي‌كند كه دنيا را پر از عدل و داد مي‌كند و دولت حق را برپا مي‌سازد, دولتي كه تمام جهان را فرا مي‌گيرد. اين ديدگاه به استناد آيات كريمة قرآن از جمله:‌105 سورة انبيا, 5 قصص, 32 و 33 توبه و ... است. اهل سنّت با شيعيان اتفاق نظر دارند بر اين‌كه مهدي از خلفاي دوازده‌گانه‌اي است كه رسول اكرم(ص) به آن‌ها در احاديث گوناگون بشارت داده است. از آن‌جا كه حقايق وحي و وجود رهبران الهي در بين بشر, منطبق با نيازهاي طبيعي و فطري است, چنين اعتقادي نيز ريشه در نهاد انسان دارد و پاسخي به نياز آرماني بشريت است.


استاد شهيد مرتضي مطهري, در چند اثر ارزشمند خود به بررسي مسئله مهدويت و انتظار پرداخته‌اند. يكي از تعابير ارزشمند ايشان, در وصف جايگاه حضرت حجّت(ع) در زمين,‌ تعبير «صاحب» است. در كتاب گفتارهاي معنوي, ضمن بيان حديثي از رسول اكرم(ص) پيرامون امدادهاي الهي نسبت به بشريت به واسطة حضرت مهدي (ع), چنين نتيجه مي‌گيرند:
خدا هرگز دنيا را بي‌صاحب نگذاشته است,‌ و بي صاحب هم نخواهد گذاشت.1

  • مطهري و فلسفة انتظار

«انتظار» از مفاهيم دو پهلو و لغزنده‌اي همانند: تقدير, توكل, صبر و ... است،2 كه در طول تاريخ انديشة اسلامي, برداشت‌هاي متفاوتي از آن شده است. هر بار كسي به تناسب فهم و درك خود, دستي بر اين واژه كشيده و به اين درك خشنود گشته, حق را همان پنداشته است و سپس به تعبير زيباي قرآن: «كل حزب بمالديهم فرحون؛ هر فرقه‌اي بدان چه نزد آن‌هاست دل‌خوش شدند.»3

استاد مطهري در اين باره مي‌فرمايند: «معلوم است كه بدعت در دين خاتم هم امكان‌پذير است چنان‌كه ما هم كه شيعه هستيم و اعتقاد داريم به وجود مقدس حضرت حجت‌بن الحسن, مي‌گوييم ايشان كه مي‌آيند «يأتي بدينٍ جديدٍ» . تفسيرش اين است كه آن‌قدر تغييرات و اضافات در اسلام پيدا شده است كه وقتي او مي‌آيد و حقيقت دين جدّش را مي‌گويد به نظر مردم مي‌رسد كه اين دين غير از ديني است كه داشته‌اند و حال اين اسلام حقيقي هماني است كه آن حضرت مي‌آورد.»4

...

  • مهدويت و آينده تاريخ

در انديشة تربيت شدگان مكتب قرآن, تاريخ، سير صعودي و تكاملي دارد. هر اصلاحي كه امروز به دست بشر صورت گيرد, زمينه خواهد بود  براي يك اصلاح نهايي و حكومت جهاني. هر چند اين انديشه با بعضي انديشه‌هاي ماترياليستي و غير ماترياليستي به ظاهر شباهت دارد, ولي در اصول اساسي كاملاً با آن ديدگاه‌ها متفاوت است؛ نخست اين‌كه در تئوري مهدويت اسلامي سخن از آينده تاريخ, بيان حاكميت اراده الهي است نه صرفاً طبيعت مادي تاريخ (به استناد آيات كريمه قرآن) دوم آن‌كه در اين ديدگاه, اين انسان‌هاي صالح هستند كه همواره زمينه و شرايط تحقق آن جامعة واحد جهاني را فراهم مي‌كنند؛ و سوم اين كه، ارزش هر مبارزه‌اي به حق بودن آن است نه نو بودن آن. 11 در اين انديشه, هر مبارزه‌اي تنها براي احقاق حق فردي و اجتماعي مشروعيت و قداست پيدا مي‌كند.

استاد مطهري در بيان نقش حضرت حجت(ع) در تكامل تاريخ و بشريت مي‌فرمايند: «يعني زندگي بشر در آينده منتهي مي‌شود به عالي‌ترين و كامل‌ترين زندگي‌ها كه از جمله آثاري كه در آن هست آشتي انسان‌ و طبيعت است و آن اين است كه زمين تمام معادن خود را در اختيار انسان قرار مي‌دهد, آسمان تمام بركات خود را در اختيار انسان قرار مي‌دهد و همه اين‌ها خود تكامل تاريخ است.»12

 

 

نويسنده:yas |  جمعه 22 آذر1387 ادامه مطلب
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    مهدویت از دیدگاه علامه طباطبایی

یاهو

 انچه دراین قسمت مشاهده می کنید بخشی از مصاحبه با آیت الله فقهی درباره نظر علامه طباطبایی حول مباحث مهدویت و موعود آخرزمان است که مطالعه آن خالی از لطف نمی باشد.

 

آيت‌الله فقهي، از جمله شاگردان و بهره‌گيرندگان از محضر درس و منبع فيض علامه طباطبايي(ره) است. ايشان پس از آنكه، تحصيلات خويش را در خارج فقه و اصول با قرار گرفتن در شعاع علمي و عملي حضرت امام خميني(ره) و پس از آن، استفاده از آيت‌الله العظمي بهجت، دام ظله، پشت سر نهاد، به منظور بهره‌گيري از تفسير و اخلاق و عرفان، به حلقة درس علامه پيوست، و هم اينك از آن بازماندة سلسلة جويندگان لقاء الهي بسيار به نيكي ياد مي‌كند.

گوشه ای از سوال و جوابهای پرسیده شده به شرح زیر است:

 لطفاً در مورد ديدگاه علامه دربارة روز ظهور صحبت بفرماييد. و اينكه به نظر ايشان ظهور در چه زماني واقع خواهد گرديد؟

 هنگامي كه حضرت ظهور مي‏كند، تبعيت از حق است كه موجب مي‏شود بعضي از آن حقايق روشن شود و آمدن حضرت نيز براي همين است. علامه در كتاب  ظهور شیعه مي‏فرمايد: «قرآن كريم در چندين آيه مژدة چنان روزي را به اهل حق و حقيت مي‏دهد. و مي‏گويد، چنانچه به انبياء سلف خبر داديم، سرانجام دنيا به كام اهل تقوي خواهد بود. و روزي خواهد رسيد كه معبود ديگري جز خداي يگانه در محيط بشريت خودنمايي نكند و جز دين و آيين حق در عالم انساني حكومت ننمايد و نشانه‏اي از رذايل اجتماعي نماند. و سنت قطعيه (اخبار نبي اكرم(ص) و اهل بيت(ع) نيز همين معنا را مشروحاً بيان كرده و اين دورة انساني و آغشته به سعادت را روز ظهور و پس از ظهور مهدي(عج) معرفي مي‏نمايد».

...

مرحوم مجلسي در توضيح اين مطلب، بيان مي‏كند كه روز ظهور مهدي(ع) روزي است كه همه حقيقت را درك مي‏كنند. سال اول سال گرگ بود. يعني زماني كه مردم همديگر را مي‏خورند، و به حقيقت و حقوق ديگران اهميتي نمي‏دهند. دورة بعدي دورة ميش است. ميش معمولاً يك حالت ترديد و بيم و اميد دارد، زماني هم افكار و روحية مردم چنين حالي دارد. يعني يك عده حقيقت را مي‏گيرند و عده‏اي نمي‏گيرند. دورة سوم زماني است كه حقيقت رخ داده، يعني همان زمان ظهور حضرت(ع).
شبيه اين حديث، احاديث ديگري هم هستند كه بيان مي‌كنند، زماني كه مردم بخواهند از حق تبعيت كنند، آن روز، روز ظهور است. كه مشابه روز رجعت و روز قيامت مي‏باشد.

معمولاً اشكالي كه ممكن است در اينجا مطرح شود، اين است كه آيا مردم منتظر بمانند تا چنين روزي فرا رسد. و به صورتي معجزه‌آسا، شرايط مهيا گردد؟

در جواب اين نكته كه اين همه توسلات و دعا براي حضرت و گريه و زاري براي آمدن حضرت لزومي ندارد، و بايد صبر كنيم تا شرايط مطابق آنچه توصيف شده، شود، بايد دانست كه:
اولاً، خداوند است كه امور را مقدر مي‏كند و همانطور كه مي‏گوييم:
جاءالحقّ و زهق الباطل.
[حق آمد و باطل از ميان رفت.]
 به دست خداست. خداوند مي‏تواند يك شبه شرايط ظهور را مهيا كند.
ثانياً، همة اين ناله و فغان و دعا براي حضرت(ع) از طريق مردم، خود مي‌تواند مقدمه و مهيا كنندة شرايط براي فرا رسيدن ظهور باشد. در واقع دريافت عمومي مردم، خود يكي از راه‌هاي تشخيص نزديك بودن ظهور حضرت است. يعني بايد آنقدر مردم تضرع كنند و ظهور حضرت را بخواهند و به خاطر حضرت از معاصي دست بردارند، تا اوضاع براي آمدن حضرت آماده شود. البته اينكه ظهور حضرت همراه با معجزه است، جاي خود دارد ولي بايد دانست كه افكار بايد براي اين ظهور آماده باشد و درست است كه حضرت همانند رسول اللّه(ص) و اميرالمؤمنين(ع) با شمشيري مي‏آيد، ولي مردم هم بايد آمادگي لازم را داشته باشند.
 علامه طباطبايي در همان كتاب شيعه در اسلام پس از صحبت در مورد دوازده امام معصوم(ع)، پيامي آورده‏اند؛ پيام شيعه، كه بد نيست در اينجا آنرا مطرح كنيم: «پيام معنوي شيعه به جهانيان يك جمله بيش نيست و آن اين است كه خدا را بشناسيد.» و در آخر بيان مي‏كند كه:
 امام‏شناسي عين خداشناسي است و خداشناسي عين امام‏شناسي است.

با توجه به آنچه دربارة دوران‌هاي مختلف، و پر شدن جهان از ظلم و جور بيان شده، اطلاق عنوان «زمان ميزان و اعتدال» به هنگامة ظهور چه معنايي مي‌يابد؟

 ظهور زماني اتفاق مي‏افتد كه زمين پر از ظلم و جور شده باشد. بعد از اينكه زمين پر از ظلم و جور شد، حضرت(ع) ظهور مي‏كند. اما اين منافاتي ندارد با اينكه بايد درك حقيقت و پيروي از آن، به تعبير علامه، حاصل شود. اگر اين حاصل نشود، كسي ايمان نمي‏آورد و آمدن حضرت نيز فايده‏اي ندارد. معمولاً انتظار فرج را اينطور معنا مي‏كنند كه شما خودت را آماده كن. بله نه منِ تنها، نه صد نفر، نه هزار نفر، بلكه طبق روايات و بحث‏هاي علمي اين است كه حضرت زماني تشريف مي‏آورند كه زمان گرگ سپري شود، عصر ميش هم سپري شود، تا برسد به عصر ميزان و عدل و [مقصود از] عدل، اجراي عدل نيست. عدل اين است كه مردم مقام خود را بفهمند. حقيقت اين عالم را بفهمند.
 بايد توجه كنيم كه زمان روشن شدن آن حقيقت مشخص نيست. ممكن است كه به خواست خدا و با يك حادثه‏اي و در يك آن مقدمات ظهور فراهم شود. مقدمة ظهور، عمده‏ترينش آماده بودن مردم است.
 

به ادامه مطلب مراجعه کنید...

 

 

نويسنده:yas |  پنجشنبه 21 آذر1387 ادامه مطلب
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |

    مهدویت

 یاهو

 :: مهدویت ::


مهدویت مصدر جعلى مهدى، به معناى مهدى بودن است.

در اصطلاح، اعتقاد به ظهور مهدى (ع) را گويندكه از جمله معتقدات اصولى مذهب شيعه اثنى عشرى است و همان پديد آمدن حكومت عدل جهانى است.

اين موضوع در اسلام به قدرى مسلم است كه درباره آن كتاب هايى تأليف شده است كه تاريخ نگارش بعضى از سالها پيش از تولد حضرت مهدى (ع) بوده. مانندكتاب المشيخه كه يكصد سال قبل از غيبت كبرى نوشته شده و اخبار مربوط به غيبت حضرت مهدى (ع) درآن آمده است.

همچنين برخى از اصحاب و شاگردان ائمه (ع) درباره حضرت و قيام اوكتاب نوشته اند.مانند:

- ابراهيم بن صالح انماطى از ياران امام باقر(ع).

- حسن بن محمد بن سماعه، از اصحاب اما م موسى بن جعفر(ع).

- محمد بن حسن بن جمهوراز اصحاب حضرت رضا(ع).

- على بن مهزيار، از ياران حضرت جواد(ع).

روفضل بن شاذان نيشابورى، از شاگردان امام رضا، امام جواد و امام هادى (ع).

 

ادامه دارد... 

 

 

نويسنده:yas |  یکشنبه 17 آذر1387
موضوع: مهدویت | لينک ثابت |