|
سخن پایانی ولی امر مسلمین در نماز جمعه تهران...
|
|
ای سیدما، ای مولای ما من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم اندک آبرویی هم دارم که این را هم شما داده اید. همه اینها را کف دست گرفته و در راه این انقلاب و اسلام فدا خواهم کرد.این هم نثار شما باشد.
سید ما ، مولای ما ، دعا کن برای ما
نويسنده:yas |
شنبه 30 خرداد1388
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
جمعه...
|
|
یا مهدی... بي قرار درد غربت، گوشه اي تنها نشستم
نويسنده:yas |
جمعه 18 بهمن1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
هنوز منتظریم...
|
|
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد آقا بیا تا این شکسته کشتی ما آرام راه ساحل دریا بگیرد
نويسنده:yas |
جمعه 4 بهمن1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
غروب جمعه ای دیگر...
|
|
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی دایم گل این بستان شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی دیشب گله زلفش با باد همی کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند این است حریف ای دل تا باد نپیمایی مشتاقی ومهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی با رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
نويسنده:yas |
جمعه 22 آذر1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
محراب جمکران
|
|
مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای محراب جمکران دلم قرار نمی گیرد از فغان ، بی تو سپندوار زکف داده ام عنان ، بی تو زتلخکامی دوران شده دلم فارغ زجام عیش پی تو نکرد جان، بی تو چو آسمان مه آلوده ام ز تنگدلی پر است سینه ام از انده گران ، بی تو نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق سر بهار ندارند بلبلان ، بی تو لب از حکایت شبهای تار می بندم اگر امان دهدم چشم خون فشان، بی تو چو شمع کشته، ندارم شراره ای به زبان نمی زند سخنم ، آتشی به جان، بی تو ز بیدلی و خموشی چو نقش تصویرم نمی گشایدم از بی خودی،زبان، بی تو از آن زمان که فروزان شدم زپرتو عشق چو ذره ام به تکاپوی جاودان، بی تو عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم چو یاد آرد از آن شکرین دهان، بی تو گزاره غم دل را مگر کنم چو« امین » جدا زخلق به محراب جمکران، بی تو
نويسنده:yas |
جمعه 22 آذر1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
ظهور...
|
|
یاهو در اضطراب چه شبها که صبح شان گم شد چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید چه هفتهها که رسید و چه هفتهها که گذشت و هـفـتـهای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر کـــدام جــمـعـه مـــوعـــود میزنـی لـبـخـنـد بــرای آمــدنـت جـــمــعــهای مـعـــیــن کـــن
//---------------------------------------------------- برگرفته از وبلاگhttp://zaernia.blogfa.com/
نويسنده:yas |
چهارشنبه 20 آذر1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
غروب جمعه
|
|
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ،تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دلشکسته ایم نه! ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی! تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
آجرک اله یا صاحب الزمان(عج)
نويسنده:yas |
جمعه 15 آذر1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|
|
جمعه ...
|
آقا جان... جمعه با نام تو متبرك شده و با ياد آمدنت گره خورده است. بیا وبه این انتظار خاتمه ده...
نويسنده:yas |
جمعه 15 آذر1387
|
|
|
موضوع:
جمعه ای دیگر...
| لينک ثابت
|
|